Feeds:
Posts
Comments

اول از همه از تمامی دوستان عزیز به علت وقفه ای که در نوشتن پست هام پیش اومده عذرخواهی میکنم
اینترنت ما فعلاً قطعه و منم چون فعلاً سر کار نمی رم اینترنت دم دستم نیست اما دلم پیشتون هست
همسر مهربان، یک مرد خوب ، قول داده که زودتر ردیفش کنه و تا اون موقع احتمالاً من فقط هفته ای یکبار و شنبه ها بتونم اینجا رو آپدیت کنم.
از دوستان عزیزی که لطف کردند و کامنت های زیبایی گذاشتن، سپاس. شرمندم کردید
دوستان عزیز در مورد مسائل روانشناسی و طرز زندگی مطالب خواسته بودند ای به چشم . اولین پست رو به این مطلب اختصاص میدم.
چطور میشه ارتباطی مهر آمیز و عاشقانه برقرار کنید؟

قسمت اول:
زندگی زناشویی لازم داره که آخر هفته ای رو تنها با همسرتون سپری کنید. تلفن زدن به شوهرتون برای اینکه بهش بگید فقط به اون فکر می کنید، دلتون براش تنگ شده و دوستش دارید اقدامیه که زندگی مشترک اونو می طلبه.
برنامه ریزی برای خوردن شامی در زیر نور شمع (من و مرد خوب عاشق نور و فضای شاعرانه و رمانتیک اونیم)، خلوت کردن با همسر و آرامشی که از این یکی شدن بوجود میاد، چیزیه که ازدواج و زندگی مشترک به اون نیازمنده.
در زندگی هر اونچه که انجام میدیم نیازمند تلاش و کاره . مثلاً ما تحصیلاتمون رو ادامه میدیم که زندگی حرفه ای خودمون رو بهبود بدیم و مقام و درآمد سالیانه خودمونو بالا ببریم( البته به قول همسر عزیز: ” ارواح قورباغه های سبز رنگ” در این مملکت فقط بند پ برای کسب مقام و شرایط بهتر لازمه) ولی خوب می گیم که دلمون الکی خوش بشه که بابا مدرک پروفسورات رو هم بگیر تا پله های ترقی رو چهارتا یکی بری بالا!!
بگذریم از بحث جدی مون خارج نشیم، زندگی مشترک هم نیازمند تلاش و کاره

یه نکته مهمی هست که اکثر ما خانمها، بعضی وقتا فراموش می کنیم:
ما تا زمانیکه احساس خوبی در مورد خودمون نداشته باشیم نمی تونیم تأثیر مثبتی هم بر روابط خودمون بذاریم. باید یادمون باشه تا زمانیکه نتونیم و ندونیم چطوری خودمونو دوست داشته باشیم، نخواهیم تونست فرد دیگری رو نیز دوست داشته باشیم. روابط و ارتباطات مثه یه خیابون دوطرفه است. داد و دهش انرژی ها و امواج مثبت و منفیه. هر چه که بدیم همونو دریافت می کنیم.

نخستین اصل در اثر بخش کردن روابط مهرآمیز، دوست داشتن همسرتون با همون ویژگیهای خاص خودشه و نه اونطوری که در ذهن تصور می کنیم که بایستی باشه و یا می تونه که باشه.
این ناب ترین شکل عشقه. عشقی که اکثر مادرا به نوزاد تازه متولد شدشون نثار می کنند. برای رسیدن به چنین عشقی، قید و شرطی لازم نیست، این عشق پیش شرطی نداره و باید و اگری هم در کارش نیست. اونچه که شما می بینید، دقیقاً همون چیزیه که دوست دارید و این یه اصل کلی یه.
از یاد نبریم که همه ما با هم تفاوت داریم. نه بدتر و نه بهتر. نه خوب و نه بد. فقط با هم متفاوتیم. در واقع این تفاوتهاست که باعث جذب ما به همدیگه میشه. قضاوت کردن در مورد دیگری، تنها به این دلیل که روش زندگی اش با ما تفاوت داره کار نادرستیه. اینکه بگیم:” کارها رو مثل من انجام بده … مثل من فکر کن… به هرکس که من اعتماد دارم اعتماد کن… به هر آنچه من باور دارم باور داشته باش … ” عشق رو از بین می بره.
رمز زنده نگه داشتن عشق اینه که منحصر به فرد بودن خودمونو حفظ کنیم، اونم در حالیکه صمیمیت خودمونو افزایش می دیم.
همه ماها، فارغ از جنسیتی که داریم، وقتی احساس می کنیم بخاطر کاری که انجام میدیم و یا اونچه که داریم، مورد لطف و محبت قرار می گیریم، به احساس مورد سوء استفاده قرار گرفتن، و نه دوست داشتن، دچار میشیم.
چیزی که مهمه اینه که عشق باید مثل یه هدیه اهداء بشه، بدون هیچ چشمداشتی در ازای اون. اینو مدام باید به خودمون بگیم که قرار نیست هیچکسی کامل و بی نقص و یا عین خود ما باشه . به تفاوتهای همدیگه احترام بذاریم و اونو بپذیریم . اونچیزی که ما عیب می دونیم کاملاً شخصی و ذهنی است. چیزی که برای یه نفر بی ارزش و در حکم زباله است، برای فرد دیگری مزیت و حسن و گنج به شمار می ره .
افرادی استثنایی و فوق العاده جاذب کسانی هستند که باعث می شن طرف مقابلشون احساس قدرت بیشتر، توانایی بیشتر، هوش بیشتر، قدرت جنسی بیشتر، آرامش بیشتر و یا آگاهی و دانش بیشتری کنه، احساسی که پیش از ورود اون فرد به زندگی شون نداشتند.
یه چیز جالبی که چند وقت پیش از یکی از دوستانم شنیدم این بود که می گفت: ” زنها همیشه به این امید با مردی ازدواج می کنند که تغییر کنه و مردها همیشه به این امید با زنی ازدواج می کنند که هرگز تغییر نکنه!!”
همینکه شروع کنید به تمرکز بر اونچه که ضعف طرف مقابلتونه ، و تلاش می کنید تا اونو تغیییر بدید، عشقی که در آغاز آشنایی و زندگی از اون برخوردار بودید رنگ می بازه و می میره. این در مورد همه ماها صادقه، چه زن و چه مرد.
در زندگی مشترک ، زوجین ، مکمل هم هستند. هر کدوم چیزی دارند که دیگری می تونه یاد بگیره. قدرت شما ضعف اونه و قدرت اون ضعف شما. پس همسر خودتونو به خاطر شخصیتی که داره تمجید کنید. من و یه مرد خوب سعی می‏کنیم همیشه این حس خوب رو به همدیگه تقدیم کنیم. حس خوب دوست داشتن بی قید و شرط و تمجید و تعریف صادقانه ، این خیلی مهمه ها ، صادقانه، صادقانه ویژگیهای مثبت همدیگه رو به هم بگید.

مهمترین هدیه ای که ما می تونیم به همدیگه بدیم، دوست داشتن همدیگه با همون شخصیتیه که داریم.
در اینجا و از این تریبون می خوام به یه مرد خوب و همسر بی نظیرم بگم که: “من از اومدنت به زندیگم خیلی خوشحالم و ثانیه به ثانیه از خداوند شاکر. خیلی خوش اقبالم که همسر منی و هرگز تو رو با هیچ مرد دیگری عوض نمی کنم . زندگی با تو بسیار هیجان انگیزه و من از بودن در کنار تو به خیلی چیزها رسیدم .
دوستت دارم خیلی زیاد . به قول شاعر به چشماتم خیلی میاد. ”
قول می دم خیلی زود برگردم و ادامه بحث رو با هم داشته باشیم ، البته اگه خوشتون اومد و دوست داشتید که ادامه داشته باشه . اگر هم موضوع و یا مطلب خاصی مد نظرتون هست که در اون باره دوست دارید با هم تبادل نظر داشته باشیم لطفاً بگید ، خوشحال می شم .
فعلاً بدرود

Advertisements

اولین پست من

سلام

اول از همه از همسر خوبم، یک مرد خوب، تشکر کنم که اینجا رو برای من درست کرده تا مجدد نوشتن رو شروع کنم و البته اینبار متفاوت از قبل .چند روز پیش می خواستم اولین پست خودمو بذارم اما متأسفانه به علت گردن درد شدیدی که دچارش شدم تقریباً نه انرژی فکر کردن داشتم و نه حوصله نوشتن

امروز دومین روز استراحتم توی خونه است. دکتر کار کردن رو فعلاً ممنوع کرده ، البته اگرم نمیکرد من دیگه تمایلی به موندن و کارکردن توی اون محیط رو نداشته و ندارم

دوست دارم یه مدتی فقط استراحت کنم . مطمئنم هیچ شرکتی توی ایران وجود نداره که شرایطش به افتضاحی شرکت ما باشه. عین 8 ساعت کاری رو باید بی وقفه کار کرد و تازه هزار و یک جورم حرف و حدیث پشت سرته

  تازه به قول مدیرعاملمون:” خانم شما که وضعیتت از همه بهتره ، مثلاً سرپرست این جمعیتی”؟

ای بابا کدوم سرپرستی؟

یه عده به اسم هیأت مدیره نشستن و حتی برای نفس کشیدن آدما تصمیم می گیرن و تعیین تکلیف می کنند

  نه خبر از پیشرفتیه ، نه پاداش و نه ارتقاء 

تنها منتفعینش اعضاء مفت خور هیأت مدیذره اند و بس!!

یه جورایی به کار در اونجا معتادمون کردن

شاید بهتره بگم خرکاری

اینو میگم بلکه به غیرتم بربخوره و اینقده سنگ اونجا رو به سینه نزنم

امروز روز دوم ترک اعتیادمه

یادم رفت بگم یک مرد خوب به تخت ببندتم که دوباره اغفالم نکنند که برگردم و به خرکاری ام ادامه بدم

فعلاً که چپ و راست از شرکت زنگ می زنن

تازه فهمیدن اگه من نباشم یعنی چی

یه کمی گیچ و سردرگمم. از آینده کاری ام بیمناکم. اما تا ته دلم خالی می شه به خودم میگم تا به امروز بهترین ها توی زندگیم اتفاق افتاده و دلیلی نداره که شرایط جدید کاری بدتر از قبل بشه ، راستش رو بخواین بدتر از اون شرایطم وجود نداره که بخواد بشه

یادمه روز اولی که تو محیط کار قبلی ام تعدیل نیرو شد، همین احساس رو داشتم. البته با این تفاوت که محیط کاری و نوع کار قبلی مو خیلی دوست داشتم. 

اما بعد از گذشت 4 ماه تو جایی مشغول به کار شدم که شرایطش از هر حیثی عالی تر از قبل یود. مهمتر از همه اینکه قشنگترین رویداد مهم توی زندگیم با این تغییر شغل اتفاق افتاد 

 آشنایی با یک مرد خوب

یک همسر ایده آل 

که همیشه حامی و مایه دلگرمی من بوده و هست

ایمان دارم که بهترین ها از آن ماست

و آرزو دارم بهترین ها نیز از آن شما دوستان عزیزمون که با سرزدن هاتون و پیامهای قشنگ تون حال و هوای اینجا رو صفای خاصی می دید، باشه

ببخشید که اولین پستم حال و هوای ابری و گرفته داشت

راستش هم درد گردنم و هم شرایط بد کارم حالمو دگرگون کرده

اما اجازه نمی دم این روزا زیاد طولانی مدت بشه

 دوست دارم اینجا محلی بشه برای تبادل نظر و مطالب آموزشی در زمینه های مختلف

خوشحال می شم موضوعات مورد علاقه تون رو اعلام کنید تا در مورد اونها جدیدترین مطالب رو آماده کنم

با سپاس

یک بانوی خوب